كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
910
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
يسار ، به آن حصار نامدار آمد و فراز و نشيب آن را ملحوظ نظر عالى ساخته محافظت آن را به امير طهرتن كه والى ارزنجان بود رجوع فرمود و عنان عزم پادشاهانه به جانب روم معطوف ساخت و تسخير آن ممالك مقصد همّت عالى ساخت و جمعى از ياغيان و جيناغان « 1 » گريخته غارهاى محكم را پناه ساخته بودند . آن حضرت فرمود كه امير شيخ نور الدين و على سلطان تواچى و دولت تيمور تواچى متوجه ايشان شوند . آن جماعت چون صولت و سطوت و كثرت و هيبت امرا مشاهده نمودند ، خوف و هراس بديشان غالب شده به تضرّع و انكسار زينهار خواستند و امان يافته مصرع جان از آن ورطهء هايل به سلامت بردند و چون جلگاى سيواس لشكرگاه گردون اساس شد ، بايزيد چمپاى « 2 » ايلچيكده « 3 » كه به رسم رسالت به روم رفته بود با رسولان قيصر آمد و چون مجارى امور عالم به ارادت آفريدگار است و وقوع حوادث به تقدير فاعل مختار عزّ شانه و سابقهء حكم ازل به ويرانى مملكت روم محتوم شده ، ايلدرم بايزيد ، بعد از اطاعت و انقياد ، جواب نه بر وفق سداد و صواب بازفرستاد و سخنان زيادت از حدّ خود چون بخت بد آشفته و عذرهاى نامقبول در باب قلعهء كماخ گفته بود . فرستادگان قيصر روم به وسيلهء شاهزادگان و امرا به عزّ بساط بوس رسيدند و چند جانور شكارى و ده سر اسب « 4 » به محل عرض رسانيدند . حضرت صاحبقران را سخنان قيصر ناملايم نمود و بيلاكات را ردّ كرده فرمود كه چون دولت كسى را يارى نكند نصايح مشفقان سود ندارد . اگر خانهء قرا يوسف را مىفرستاد ، خانوادهء خود را به باد نمىداد . اگر در باب قلعهء كماخ مبارك مرده آزاد مىكرد ، « 5 » گردن او از طوق مذلّت خلاص مىبود . للّه
--> ( 1 ) . ف : ف : جيناغيان - ظف : جيتاغان . ( 2 ) . نسخ : حميا . ( 3 ) . س ، ك : ايلچيكدهاى . ( 4 ) . ظف : « جانورى چند شكارى و ده سر اسب . » ( ج 2 ص 292 ) . ( 5 ) . ظاهرا بيانى است برابر روغن ريخته را وقف امامزاده كردن .